از حال بد به حال خوب

برای خیلی ­ها قبول احساسات دشوار است. در برخورد با حملات وحشت ممکن است به این نتیجه برسید که اضطراب شما غیرطبیعی و خطرناک است. ممکن است با اضطراب خود بجنگید و به این معتقد باشید که باید همیشه احساسات خود را کنترل کنید.

برخی از ما معتقدیم آنقدر که باید و شاید موفق نیستیم و با این ذهنیت به خود لطمه میزنیم. آیا شما هم با این افکار مواجهید؟

  • «باید همیشه بتوانم به دوستان و اعضای خانواده کمک کنم تا مشکلات خود را حل کنند؟»
  • «باید همیشه بتوانم دیگران را راضی نگهدارم و در سطح انتظار آنها ظاهر شوم.»
  • «باید همیشه در کارها موفق شوم و از هدف خود باز نمانم.»
  • «باید همیشه احساساتم را کنترل کنم. نگران، دلواپس و ناراحت نشوم و احساسات غیرمنطقی نداشته باشم.»
  • «باید همیشه با دوستانم صمیمی باشم و از آنها فاصله نگیرم.»
  • «باید مورد تایید همه باشم، و طوری رفتار کنم که همه مرا دوست بدارند و مرتکب خطایی نشوم.»

ممکن است در پذیرفتن اشکالات، نواقص و محدودیتهای خود با دشواری روبرو باشید. ممکن است با هر بار موفق نشدن خود را سرزنش کنید و به خود بگویید: «نباید این اشتباه را می­کردم»، «آدم بی عرضه­ای هستم، چگونه ممکن است چنین اشتباهی بکنم.» با آنکه این شماتت­ها تولید احساس کناه و افسردگی می­کنند، ممکن است نتایج پنهانی هم داشته باشند. افرادی که کامل و صد در صد بی عیب و نقص باشند، تاکنون مشاهده نشده­اند. اشتباهات پندهایی هستند برای ادامه راهمان. نکته مهم اینکه اگر خود را بخاطر اشتباهات مجازات کنید و اشتباه را غیر قابل قبول بدانید، معنایش این است که خود را از سایرین برتر می­دانید.

برای خیلی­ها قبول احساسات دشوار است. در برخورد با حملات وحشت ممکن است به این نتیجه برسید که اضطراب شما غیرطبیعی و خطرناک است. ممکن است با اضطراب خود بجنگید و به این معتقد باشید که باید همیشه احساسات خود را کنترل کنید. در حالت عصبی و دستپاچگی ممکن است احساس کنید که اتفاق وحشتناکی در شرف وقوع است. ممکن است فکر کنید که مشاعرتان را از دست می­دهید. در نتیجه احساس طبیعی اضطراب به حمله وحشت تمام عیار مبدل می­شود.

برای برخی، پذیرفتن خشم خود دشوار است. برای بسیاری اشخاص خشمگین شدن و مشاجره با دیگران زشت و ناپسند است. ممکن است از بیم تایید نشدن از ناحیه دیگران و برای آنکه مبادا کسی را بیازارید از ابراز احساسات منفی خویش خودداری کنید. در این شرایط به احتمال زیاد رنجش­ها روی هم انبار می­شود و به حال انفجار می­رسند. در اثر ترس از خشم، خشم و مرارت در وجود شما انباشته باقی می­ماند. برعکس اگر خشم­تان را به عنوان احساسی سالم و طبیعی بپذیرید، اغلب به این نتیجه می­رسید که مسایل به راحتی بیشتری حل می­شوند و خشمتان به سرعت بیشتری فروکش می­کند.

اگر تاکنون تایید نشدن از سوی دیگران را تجربه کرده­اید و یا نتوانسته­اید به یک هدف مهم اخلاقی برسید، حتما احساس رنجش و نومیدی ناشی از آن را احساس نموده­اید. اما اگر خود را بی ارزش و دوست نداشتنی بدانید، به خود پیام­های تحریف شده می­دهید و عزت نفستان را نابود می­کنید. مورد تایید قرار نگرفتن و موفق نشدن یکی از تجربه­های متداول زندگی انسان است. توجه داشته باشید که با شکست خوردن یا مورد تایید قرار نگرفتن «شکست خورده» و «مردود» نمی­شوید.

نویسنده: علی فراهانی

https://goo.gl/tH5BAe

چگونه فرزند خودم را از پوشک بگیرم

یکی از مراحل مستقل شدن فرزند گرفتن او از پوشک است.کمک به کودک وقتی کامل می‌شود که امکان استفاده راحت از توالت برای کودک‌تان به صورت مستقل کاملا وجود داشته باشد. چیزهایی هم هست که باید یادش بدهید؛ مثلا این که چطوری شلوارش را پایین بکشد و دوباره پایش کند، لگن توالت را خالی کند و دست‌هایش را با صابون بشوید. این چیزها ممکن است چند ماه طول بکشد و شما مجبور باشید تا آن وقت خودتان همراهی‌اش کنید.

برای آموزش توالت چه چیزهایی لازم دارید؟

یک لگن آموزشی کودک که او خودش به تنهایی بتواند رویش بنشنید. اگر بتوانید برای هر جای خانه (مثلا اتاق خودش،هال، آشپزخانه، توالت) یکی تهیه کنید، فوق‌العاده است.

. یک عالمه آب یا آبمیوه و مایعات دیگر برای نوشیدن

جایزه برای هر بار استفاده مطلوب(!) از لگن (شکلات یا هر چیز دیگری که کودک‌تان واقعا دوست داشته باشد و شما معمولا او را از خوردن‌ آن محروم می کنید.

. چند دست شلوار یا شورت راحت که فوری پایین بیایند؛ برای وقت‌هایی که بیرون از خانه هستید

یک ماه قبل از شروع

کنترل کنید که کودک‌تان برای شروع برنامه آموزش توالت آماده است یا نه .آمادگی، یعنی این که کودک‌تان بعد از هر بار دستشویی برای ۲ ساعت یا بیشتر خشک می‌ماند، از شما می‌خواهد که به توالت برود، دوست ندارد پوشکش کنید و در زمان‌های نسبتا مشخصی در روز مدفوع می کند.برنامه کاری‌تان را خالی کنید و ۳ روز را روی آموزش توالت تمرکز کنید. یک نفر دیگر (پدر، مادربزرگ یا پرستار) را هم کنار دست‌تان داشته باشید تا حداقل در ۲ روز اول کمک‌تان کند. تا ۵ هفته قبل از شروع آموزش، کودک‌تان را با لگنش آشنا کنیدوقت‌هایی که خودتان، همسرتان یا نزدیکان دیگری که با آن‌ها رودربایستی ندارید، می‌خواهید به توالت بروید، به او اطلاع بدهید که دارید برای چه کاری می‌روید! می‌توانید مراحل توالت را از پایین کشیدن شلوار تا سیفون و شستن دست‌ها برایش توضیح بدهید. می‌توانید این کار را برای عروسک‌های کودک‌تان هم اجرا کنید و تمام مراحل توالت را به او نشان بدهید.

یک هفته قبل از شروع

یک بسته پوشک را به کودک‌تان نشان بدهید و بگویید که از چهارشنبه (یا هر روز دیگری که قرار است آغاز تعطیلات ۳ روزه آموزش پوشک‌تان باشد) دیگر نیازی به این‌ها ندارید و او قرار است بی‌پوشک بگردد. این را به عنوان یک ماجرای مفرح و هیجان‌انگیز معرفی کنید. به او بگویید هر وقت این بسته پوشک تمام شود، دیگر نیازی نیست او پوشک به پا کند و آزاد است.

اولین روز آموزش

همراه با کودک‌تان از خواب بیدار شوید. پوشکش را باز کنید. بهتر است کودک‌تان لباسی داشته باشد که مزاحم نشستن او روی لگن نشود. شما و همسرتان باید چشم بدوزید به بچه‌تان تا اگر نشانه‌هایی از نیاز به دستشویی دیدید، او را فوری به نزدیک‌ترین لگن برسانیددر طول روز همگی (یعنی خودتان، همسرتان و کودک‌تان) را مجبور کنید میوه و چیزهای آبکی بخورند! هر وقت خودتان خواستید به توالت بروید، به کودک‌تان بگویید و مراحل را برایش توضیح دهید. جای دقیق لگن را به او نشان بدهید و بگویید که چه انتظاری از او داریداگر کودک‌تان روی لگن نشست و کارش را انجام داد، موفقیتش را به او تبریک بگویید، حتی اگر بیشترش روی زمین ریخته بود و فقط یک قطره‌اش به لگن رسیده بود . حتی می‌توانید به او جایزه هم بدهید. بعد از ۱۰ تا ۱۲ بار، معمولا بچه‌ها یاد می‌گیرند به صورت مستقل از لگن استفاده کنند. اگر یک اتفاق ناخوشایند رخ داد (مثلا مبل یا فرش کثیف شد) نگویید «چیزی نیست!». به جایش با یک لحن ملایم و کمی ناراحت بگویید «جیش (یا پی‌پی) توی لگن!» و به کودک‌تان کمک کنید تا فرش و مبل را تمیز کنید. به هیچ عنوان سرش داد نزنید و به خاطر اتفاقی که افتاده، شرمنده‌اش نکنید. قبل از زمان خواب بعدازظهر و خواب شبانه، به کودک‌تان بگویید که وقت توالت است(از او نپرسید که می‌خواهد برود یا نه، چون جوابش نه خواهد بود) و بعد پوشکش کنید، مگر این که مطمئن باشید خشک می‌ماند.

روز دوم آموزش

روش روز اول را ادامه بدهید. تنها تفاوت این است که در روز دوم می‌توانید یک ساعت در بعدازظهر بیرون بروید. صبر کنید تا او در لگن کارش را بکند و بعد سریع از خانه بیرون بزنید.این طوری به او می‌فهمانید که بین زمان بیرون رفتن از خانه و دستشویی کردن، ارتباطی وجود دارد. ضمنا با این کار کودک‌تان را با «توالت درخواستی» هم آشنا می‌کنید، یعنی قبل از بیرون رفتن از او بخواهید که توالت کند موقع بیرون رفتن پای کودک‌تان یک شلوار راحت بکنید و برایش پوشک یا شورت آموزشی نپوشانید قرار است برای هر رخدادی، داخل خانه یا بیرون آن کودک را آزاد بگذارید. با این حال چند دست لباس با خودتان بردارید.بهتر است برای بیرون رفتن یک جای نزدیک را انتخاب کنید تا پیاده (بدون ماشین) بروید. قدم زدن در محله (حتی اطراف ساختمان خودتان) یا رفتن تا پارک نزدیک خانه، این امکان را مهیا می‌کند که یک لگن کوچک را هم با خودتان ببرید. در این مرحله، انتظار نمی‌رود که کودک بتواند خودش را یک ساعت نگه دارد.

روز سوم آموزش

همان روش روز اول را ادامه بدهید، اما می‌توانید صبح و عصر برای یک ساعت بیرون بروید. هر بار قبل از رفتن از کودک‌تان بخواهید توالت کند و بعد بیرون بروید.

بعد از آموزش

بعد از این تعطیلات طولانی می‌توانید انتظار داشته باشید که کودک‌تان هر بار که لازم دارد، خودش را به لگن برساند یا به شما بگوید که کمکش اما برای رسیدن به نتیجه مطلوب، همچنان باید انتظار اتفاقاتی را داشته باشید.برای ۳ ماه آینده، به کودک‌تان اجازه بدهید با شورت یا با یک شلوار شل و ول در خانه بگردد. پوشک را فقط برای خواب شبانه استفاده کنید. بیرون از خانه هم شلوارهای راحت پای او کنید که پایین کشیدن‌شان ساده باشدشورت‌های آموزشی یا لباس‌های زیر تنگ برای بچه حس پوشک را دارند و استفاده از آن‌ها قبل از ۳ ماه کودک‌تان را ترغیب می‌کند که توی همان‌ها کارش را انجام بدهد. بعد از ۳ ماه بدون هیچ رخداد غیر منتظره، می‌توانید به او شورت بپوشانید.

نویسنده: مژگان شوشتری

https://goo.gl/kjyVVN

چگونه اضطراب و ترس از امتحان را در دانش آموزان کاهش دهیم؟

داشتن آرزوی " کامل و بی نقص بودن" به ترس فرد از ارزشیابی مربوط می شود.ترس ازارزیابی و قضاوت، بیانگر ترس از طرد شدن و ترس از صدمه شدید به عزت نفس است.ترس  از قضاوت و ارزشیابی منفی دیگران، شالوده و مبنای مشترک در ترسهای مربوط به امتحان و موفقیت در آن است.

دانش آموزانی که از امتحان می ترسند، معمولاً با ارزشهای خود مورد قضاوت قرار می گیرند و بر اساس شکست های واقعی که در اثر ترس به وجود می آیند باعث می شوند همواره ترس ازامتحان، تجربه بی هوشی و حس حقارت را در آنها شکل بدهد . این مسئله همان چیزی است که به مفهوم دور باطل ، نتایج امتحانات را بدتر ازقبل می کند .

مربیان ،والدین و ....می توانند از راههای زیر به نوجوان برای تسلط بر " ترس از امتحان" کمک کنند:

  • از حس عزت نفس دانش آموز حمایت کنید؛ حسی که دائماً بر بازده تحصیلی او متکی نباشد؛به گونه ای که حتی در موارد نتایج امتحانی بد هم باقی بماند.
  • این حس را به او منتقل کنید که او را مستقل و جدای از نتایج امتحانی اش دوست دارید؛ اگرچه انتظارنمره های خوب و مثبت نیز از او دارید .
  • نوجوان باید در موقعیتهای عملکردی و امتحانی، تواناییها و نقاط قوت خود را مجسم کند . او باید نسبت به این مسئله آگاهی داشته باشد که جدای ازنمرات مورد انتظار امتحانی اش ، در حال حاضر چه هست و چه می تواند بکند.
  • بهتر است نوجوان کمی پیش از شروع امتحان ابداً مطالعه نکند، چون این کار فقط ترس و هیجان او را تشدید می نماید و با افزایش ترشح هورمونهای مربوط به استرس،انتقال دانسته های فرد ازحافظه بلند مدت دچار مشکل می گردد.
  • نباید از فرد درخواست کارآیی بی عیب و نقص داشت چون این کار در زمان امتحان فقط فشارروانی را افزایش می دهد . بهتر آن است که نه واکنش های جسمانی مربوط به ترس سرکوب شوند و نه برای کسب نمرات خوب - به عنوان عامل ایجاد تعادل برای عملکرد بدی که فرد تا کنون داشته است- تلاش شود.
  • این نگرش را به نوجوان منتقل کنید که واکنش های جسمانی ترس، علائم مثبتی جهت آمادگی برای موفقیتها و عملکرد بالای شخص خواهند بود .
  • این موضوع را روشن کنید که علائم مربوط به ترس را که در زمان امتحان و یا زمان آمادگی برای امتحان ایجاد میشوند باید پذیرفت و نباید آنها را سرکوب کرد .
  • نوجوان باید کاملاً روی تکالیف تمرکز کند.او نباید بر روی علائم جسمانی،عملکرد گذشته و یا شکست های احتمالی آینده تمرکز داشته باشد .
  • فرد مبتلا باید ازطریق " گفت و گوی درونی " بتواند دقت و توجه خود را بر روی تکالیفش افزایش دهد .او باید در درونش با خود به گفت و گو بنشیند و پیشاپیش با خود بگوید که الان چه می کند و به عنوان قدم بعدی چه باید انجام دهد .
  • در صورتی که علائم جسمانی ترس به طور غیر قابل تحملی شدت گرفت ،بهتر است تمرینات تمدد اعصاب به کار گرفته شوند . راحت ترین و موثرترین تمرینات تمدد اعصاب، روشهای تنفسی هستند . نوجوان باید روی تنفس خود که موقع ترس مرتباً تغییر می کند، تمرکز نماید . او باید توجهش را به یک بازدم طولانی معطوف کند؛ چیزی که سریعاً باعث آرامش و تمدد اعصاب می شود .اگر مدت زمان بازدم فرد ۲ تا ۳ برابر طولانی تر از زمان دم او باشد، این حالت برایش آرامش می آورد . فرد برای ایجاد یک بازدم طولانی می تواند پیش خود مجسم کند که با لبهای کمی باز یک قاشق سوپ داغ را برای مدتی طولانی فوت می کند و سرانجام عمل دم که باید کاملاً از راه بینی صورت گیرد.
  • روش " گفتگوی درونی" را برای امتحانات شفاهی و کتبی همراه با دانش آموز تجزیه و تحلیل کنید . اغلب اوقات " گفتگوی منفی با خود" ترس از امتحان را تشدید می کند؛ مثل :" من هرگز از پس این امتحان بر نمی آیم" ، " حتماً دیگران بهتر از من عمل می کنند".
  • پشت سر گذاشتن و غلبه نمودن بر امتحانات شفاهی و کتبی را در قالب تمرینات ذهنی،با نوجوان تمرین کنید.او باید پیش چشمانش همه چیز را مانند یک فیلم با حرکت آهسته به تصویر بکشد، همچنین واکنش های احتمالی به ترس و سرانجام نتیجه خیلی خوب امتحان را نیز تصور کند.
  • تا آنجا که ممکن است دانش آموزباید سر کلاس درس داوطلبانه سخن بگوید و همچنین برای صحبت کردندر ملاعام تمرین کند و بدین وسیله مورد توجه دیگران قرار گیرد. سخن گفتن او باید بلند و به طور واضح باشد . او با این روش بر روی تواناییهایش تکیه می کند و از شر این گونه فشارها راحت می شود که " فقط مجاز است چیزی را به زبان بیاورد که %۱۰۰ درست است". مهم آن است که او باید کاملاً بلند و واضح صحبت کند.
  • در صورتی که دانش آموز در هنگام امتحان شفاهی گرفتار ترس و احساس فلجی و بیچارگی شود باید با آرامش زیاد ابتدا پرسش ممتحن را پیش خود تکرار کند . او با این روش برای یک بار هم که شده چیزی را به زبان آورده است . او وقتی سخنان خویش را بشنود این آمادگی را می یابد که می تواند بر ترسش غلبه کند.
  • نوجوان در امتحان کتبی هم ابتدا باید فوراً چیزی را در دفترش بنویسد و یا ترسیم کند تا این حس در او ایجاد شود که کاری کرده است .
  • نوجوان باید پس ازپشت سرگذاشتن هریک از امتحانات، جایزه ای را برای خودش در نظر بگیرد؛ مثلاً یک سی دی، کتاب، رفتن به سینماو....او باید برای شرکت در امتحان هم به خودش پاداش دهد؛حتی وقتی نتیجه امتحانی منفی شده باشد نباید خودش را تحقیر کند و باید خودش را برای امتحان بعدی به شیوه مثبتی آماده سازد.
  • نوجوان باید هنگام آمادگی برای امتحان توانایی تحمل فشار را در خود افزایش دهد. از این رو مناسب است که در حین یادگیری از همه چیزهایی که مسیر فکری او را منحرف می سازد مانند خوردن، نوشیدن یا گوش دادن به موسیقی صرف نظر کند.

نویسنده: مژگان شوشتری

https://goo.gl/SCvvqJ

لزوم مشاوره و راهنمایی و ضرورت آن در زندگی انسان

در دنیای پر ازدحام و پیچیده امروز که با تغییر و تحولات سریع باعث سرگیجه و اضطراب و آشفتگی می گردد و به موازات گسترش اجتماع و پیچیدگی نهادهای آن مشکلاتی بروز می کند، حضور متخصصین مشاوره و راهنمایی می تواند ضرورت یابد که قبلاً چندان نیازی بدان احساس نمی شده است. در جوامع امروز بشری، روابط اجتماعی روز به روز سست تر می شود و افراد همبستگی عاطفی خود را، که گاهی اوقات می تواند مشکل گشای ناراحتی های روحی باشد، از دست می دهند؛ به طوری که خانواده های زیادی بدون آن که همدیگر را بشناسند و خود را در غم و شادی یکدیگر شریک بدانند، ناآشنا، غریبه و بی خبر از یکدیگر و با فاصله های روحی زیاد در کنار هم زندگی می کنند. خانواده به علت افزایش سطح گرفتاری های شغلی پدر و مادر و مسئولیت هر یک از افراد خانواده در امور مربوط به خود، کارکرد طبیعی خود را از دست می دهد و والدین کمتر فرصت می کنند به درد دل فرزندان خود گوش دهند. در نتیجه، انتظار والدین از متخصصین روانشناس و مشاورینی که بتوانند به صحبت ها و درد دل های فرزندان آنها گوش دهند و مشکلات آنها را حل کنند، بالا می رود و انتظار دارند روانشناسان، مشاوران و درمانگران با ارائه خدمات ویژه ای، این مسئولیت سنگین را به عهده بگیرند. در روابط زناشویی نیز وضع به همین منوال است، و زن و شوهرهای بسیاری خسته و دلزده از رابطه بدون کیفیت خود به مشاورین و روانشناسان و درمانگرها و متخصصین این رشته مراجعه می کنند تا شاید بتوانند روابط خود را از خطر سقوط و فروپاشی حفظ کنند، و باز مسئولیت سنگین حفظ و ارتقای کیفیت روابط خود را به روانشناسان و مشاورین می سپارند. نکته دیگری که با توجه به ضرورت های اجتماعی و تحولات صنعتی و اقتصادی وجود و حضور متخصصین روانشناس، مشاور و درمانگر را ضروری نشان می دهد، آن است که جامعه و روابط بین افراد بسیار پیچیده تر از قبل شده و این باز نیاز دارد به این که متخصصین روابط اجتماعی و روابط بین فردی به ما آموزش بدهند. همچنین در زمینه های شغلی و اقتصادی همه چیز پیچیده تر از قبل شده و تخصص از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. انسان ها در نظام های بی رحم و پیچیده اقتصادی به شکل پیچ و مهره های ماشین در می آیند و ابعاد انسانی آنها مورد تهدید قرار می گیرد و به جای تأکید بر عزت، شرافت و حرمت انسان، بر تولید بیشتر، سود بیشتر و کارایی هر چه بیشتر و بالاتر انسان تأیید می شود، و خلاصه این که در نظام های پیچیده اقتصادی مسئله توجه به حرمت انسان و خصوصیات انسانی او به دست فراموشی سپرده می شود، و این نظام ها شخصیت او را مسخ می کنند و از او یک ماشین سرد و بی روح می سازند. بنابراین، در داخل نظام های پیچیده اقتصادی لازم است متخصصین روانشناس، مشاور و درمانگرانی حضور داشته باشند تا هدایت انسان ها را بر عهده بگیرند تا لا به لای چرخ دنده های عظیم و سنگین ماشین آلات صنعتی و پیچ و خم سازمان های بزرگ متلاشی و نابود نشوند و بتوانند در جامعه مادی پر از پیچ و خم و عاری از عواطف، مسیر زندگی عاطفی و انسانی خود را دنبال کنند و سرانجام جای درست خود را در جامعه بیابند. دلیل دیگری که ضرورت حضور مشاورین، روانشناسان و درمانگران را در زندگی خصوصی افراد نشان می دهد، تحول جوامع از حالت سنتی و دیکتاتوری به حالت دموکراسی و آزادی است. در نظام های سنتی، و به خصوص در نظام های مبتنی بر حکومت زر و زور، ضوابط و معیارها با آنچه که در یک جامعه آزاد و مبتنی بر اصول دموکراسی وجود دارد کاملاً متفاوت است. در یک جامعه آزاد و مبتنی بر دموکراسی افراد دیگر حق تحمیل عقاید خود را بر دیگران ندارند و به انسان آزادی انتخاب و تصمیم گیری داده می شود و فرد اجازه دارد خودش راهگشای مشکلات خویش و تعیین کننده جهت زندگی خود باشد و اختیار زندگی خصوصی و حتی اجتماعی خویش را خود به دست گیرد. در جوامع آزاد و دموکرات(که جامعه خود ما ایران نیز در حال گذر و رسیدن به چنین شرایطی است)، استعدادها را در بند نمی کنند بلکه فرصت بروز و تجلی به آن می دهند و برای تکامل آنها امکانات مناسبی فراهم می کنند. بدیهی است وقتی به فرد آزادی بدهند و هنگامی که او را تعیین کننده سرنوشت خویش بدانند و مسئله تصمیم گیری را به خودش محول کنند، باید به او این کمک را هم بکنند تا بهترین راه استفاده از آزادی و تعیین خط مشی زندگی خود را به روشنی بشناسد، تصمیمات آگاهانه و معقولی بگیرد و آگاهانه در روند تکامل شخصی و اجتماعی خویش نقش فعالی ایفا کند. در همین جا است که ضرورت حضور مشاورین، روانشناسان و درمانگران احساس می شود که با مشاوره و راهنمایی مفید و کاربردی خود به افراد کمک کنند بهترین تصمیمات را بگیرند و مسیر زندگی خود را هموار سازند. توسعه علوم نیز زمینه ای برای ضرورت مشاورین و روانشناسان و متخصصین این رشته فراهم کرده است و به نحوی خاص ضرورت آن را محسوس کرده است. توسعه علوم موجب پیدایش رشته های علمی بسیار متنوعی شده است و در نتیجه، بر مسئله تصمیم گیری و انتخاب صحیح رشته تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان به شدت تأثیر گذاشته است. بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان نمی دانند که ماهیت این رشته های علمی چیست و آیا برای آن ساخته شده اند یا نه. این که آیا خصوصیات شخصی آنان نظیر علایق، استعدادها، هوش و به طور کلی شخصیت آناه جوابگوی کدامیک از این رشته های علمی است، برایشان مسئله ای است بسیار بغرنج و نامعلوم که نیاز به مشاوره و راهنمایی یک روانشناس متخصص و دلسوز را محسوس می کند. اما، علاوه بر مطالب فوق، اگر در مسئله مشاوره و راهنمایی و اصول حرفه ای متخصصین این رشته قدری دقیق تر شویم، می بینیم که سابقه تاریخی مشاوره و راهنمایی و ضرورت وجود آن در زندگی انسان ها به یکی دو قرن اخیر و از زمان شکل گیری شاخه روانشناسی محدود نمی شود، و سرآغاز آن بسی دورتر از آن است. اصولاً وقتی که ما تاریخ و فلسفه ادیان را مطالعه می کنیم، می بینیم که مشاوره و راهنمایی و بهبود وضع روحی انسان ها برای رسیدن به رشد و تکامل با خلقت و مسأله آفرینش انسان در آمیخته بوده است و همراه با آفرینش انسان، ضرورت مشاوره و راهنمایی او هم مطرح شده است. روی این اصل خداوند متعال به دنبال آفرینش انسان، در هر زمان به اقتضای ویژگی های آن عصر، پیغمبری را که از هر نظر بر دیگران ارجح و مورد اعتماد بوده مبعوث کرده است تا به مسئله خطیر مشاوره و راهنمایی و هدایت بشر، به منظور نیل به سعادت و خوشبختی آنها بپردازد. پس می توان گفت که مفهوم مشاوره و راهنمایی برای اولین بار در مذهب و بعدها در فلسفه مطرح شده است و پیشوایان دینی و فلسفی اولین راهنمایان و مشاورین تاریخ بشری بوده اند. اعزام پیامبران یکی پس از دیگری، و نیز واگذاری نقش پیغمبران به امامان و جانشینان آنان، مبین آن است که مشاوره و راهنمایی همواره در زندگی انسان ها امری لازم و ضروری بوده است و باید به طور مستمر ادامه داشته باشد و فرد متخصص، آگاه و دلسوزی نیز عامل اجرای آن باشد. از این رو، حضور متخصصین مشاور، روانشناس، درمانگر و روانکاو در دنیای پر التهاب امروزی که منجر به گم کردن مسیر اصلی زندگی شده  و سرگیجه و آشفتگی سرسام آوری برای انسان امروزی ایجاد کرده، ضروری به نظر می رسد. از نظر روانشناسی رشد و تکامل، مشاوره و راهنمایی یک ضرورت حیاتی است. این مسئله را می توان از مقایسه نوزاد انسان با نوزاد حیوانات دیگر دریافت. معمولاً نوزاد اغلب حیوانات بر اساس غریزه عمل می کند و رشد جسمانی اش هم بسیار سریع تر از نوزاد انسان است؛ در حالی که رشد جسمانی انسان بسیار آهسته و تدریجی است و اعمال و رفتارش بر اثر یادگیری های محیطی و عوامل عاطفی شکل می گیرد. در نتیجه، نوزاد حیوانات خیلی سریع تر خود را با محیط تطبیق می دهد و زندگی ساده و غریزی و یکنواخت خود را دنبال می کند و عوامل عاطفی و اجتماعی نیز نقش خاصی در شکل گیری موجودیت و هویت او ندارد. اما نوزاد انسان برای سازش با محیط اول باید به حد مشخصی از رشد برسد، و دوم برای هر جزء از رفتارش نیازمند یادگیری، مشاوره، راهنمایی و هدایت است. تا اینجا درباره ضرورت مشاوره و راهنمایی و حضور متخصصین روانشناس، درمانگر و روانکاو مطالبی مطرح شد. حال باید دید که مفهوم راهنمایی و مشاوره چیست؟ راهنمایی و مشاوره، یک هدف کلی دارد و آن کمک به فرد است برای پیدا کردن میسر اصلی زندگی خود و رسیدن به درجات بالاتری از کمال و معرفت و آگاهی، و فراتر رفتن از خور و خواب و خشم و شهوت، که غرایز صرفاً حیوانی هستند. در چارچوب اصول روانشناسی حرفه ای، راهنمایی و مشاوره به معنای مطالعه همه جانبه فرد است، بررسی نظریات و امکانات مختلف برای گسترش بینش و آگاهی فرد و کمک به انتخاب های معقول و سازنده او و در نتیجه درمان مشکلات فرد در یک رابطه عاطفی امن و کنترل شده بین درمانگر و بیمار. گاه همین رابطه عاطفی و امن و کنترل شده بین درمانگر و بیمار است که بیمار را شفا می بخشد و زخم های او را التیام می دهد. در پناه یک رابطه عاطفی امن و کنترل شده که بین بیمار و درمانگر شکل می گیرد، بیمار می تواند کاملا ًآزادانه تمام احساسات و عواطف خود را بازگو کرده تا درمانگر آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و راهکارهای درمانی آن را در اختیار فرد قرار دهد. با گفتگوهای گرم و صمیمی و تجزیه و تحلیل ها و طراحی رفتارهای معقول و واقع بینانه در جلسات درمان فرد می تواند به کمک درمانگر به مسیر اصلی زندگی اش بازگردد؛ هر چند خسته و زخمی، اما باز می گردد.

نویسنده: زینب سعید نیا

https://goo.gl/43a47Y

چگونه وحشت شبانه را کنترل کنیم

وحشت شبانه حالتی است که اغلب بین خواب و بیداری اتفاق می‌افتد. نوعی از اختلالات خواب که بیشتر در ساعات اولیه خواب اتفاق می‌افتد و بین کودکان ۲ تا ۶ ساله بسیار شایع است. این اختلال به بچه‌هایی که درگیر آن هستند آسیبی نمی‌رساند اما به طرز وحشتناکی والدینی را که شاهد آن هستند آزار می‌دهند.

 

  • وحشت شبانه حالتی است که اغلب بین خواب و بیداری اتفاق می‌افتد.در این اختلال علاوه بر عود مکرر گریه های شدید و ترس هنگام خواب و سخت بیدار کردن کودک، افزایش ضربان قلب،افزایش تنفس و تعریق زیاد دیده می شود .
  • مسائل خانوادگی و والدین در این زمینه بسیار حائز اهمیت است اما علاوه بر آن، خستگی و مسافرت های طولانی که ریتم خواب کودک را به هم می زند، افسردگی و مصرف برخی داروها می تواند وحشت شبانه را در پی داشته باشد. اگر همه شرایط روحی کودک مساعد باشد، شرایط جسمانی مثل پایین آمدن قند خون، تب، اختلالات گوارشی و…. می توانند علل زمینه ساز باشند.وحشت شبانه می تواند به دلایل مختلف دیگر نیز ایجاد شود که از میان آن ها می توان به حوادث استرس زا در زندگی، تب و داروهایی که بر سیستم عصبی مرکزی (مغز) اثر می گذارند، اشاره کرد.
  •  بیدار کردن کودکانی که درگیر وحشت شبانه هستند، تقریبا غیرممکن است. نشانه‌های این اختلال عبارتند از: فریاد ، وحشت زدگی مفرط، عرق شدید، افزایش ضربان قلب، تنفس تند تند و خود را به اینطرف و آن طرف زدن..
  • کودکان مبتلا به وحشت شبانه،باوجود پریشانی شدید، حتی خواب هم نمی‌بینند و با وجود اینکه چشم‌هایشان بازاست، بیدار نیستند و به کسانی که در اطراف هستند یا اتفاقات پیرامون خود پاسخ نمی‌دهند.
  • کودک اغلب بعد از وحشت شبانه به خواب می‌رود و صبح که از خواب برمی‌خیزد، هیچ چیز از اتفاقاتی که افتاده را به خاطر نمی‌آورد.
  • متاسفانه متخصصین خواب هم نمی توانند بگویند کودکی که تجربه وحشت شبانه را داشته، در آن شرایط از چه چیزی رنج می‌برده چون فردای آن اتفاق، کودک هیچ چیز به خاطر نمی‌آورد.
  • کودکی که مشکل وحشت شبانه دارد را به هیچ عنوان نمی‌توان بیدار کرد. در حقیقت، بهتر است برای بیدار کردن کودک تلاش نکنید چون ممکن است باعث پریشانی و آشفتگی بیشتر وی بشوید.
  • بهترین کار این است که در کنار کودک بمانید تا در زمان وحشت زدگی آسیبی به وی نرسد. چون در شرایطی که بی اختیار خود را به اطراف می‌زند ممکن است به خودش آسیب بزند پس مراقبت از وی در این شرایط بسیار مهم است.
  •  بهتر است اتاق کودک را برای جلوگیری از آسیب احتمالی ایمن کنید. تمام عواملی که اختلال خواب را ایجاد می کنند از بین ببرید.
  • کودکانی که در تخت‌های دیواره دار می‌خوابند، بیرون نخواهند افتاد فقط مراقبت کنید که سر خود را به جایی نکوبند. اگر کودک در تختخواب معمولی می‌خوابد، روی زمین در اطراف تختخواب بالش‌ بگذارید یا کناره‌های تختخواب‌ کودک دیواره بگذارید تا از سقوط آنها جلوگیری کند. اگر اتاق خواب کودک نزدیک پلکان است، بالای پله‌ها در بگذارید.
  • با توجه به این که کودک تان وحشت شبانه را روز بعد به یاد نخواهد آورد، در مورد آن با او بحث نکنید. با خواهر یا برادر او نیز صحبت کنید که در مورد این حادثه با او بحث نکنند و این موضوع را در ذهن او بزرگ جلوه ندهند.
  • اگر کودکی همراه وحشت شبانه، خوابگردی نیز داشته باشد این مسئله دلیل یک مشکل حاد و جدی نیست اما می تواند خطرناک باشد. این حالت هنگامی اتفاق می افتد که کودک به خواب عمیق فرو رفته است. بنابراین حتی اگر کودک تان شما را بیدار هم بکند، نمی توانید با او ارتباط برقرار کنید. نگرانی اصلی، سلامت و امنیت کودک شماست. مطمئن باشید که پنجره ها و درهای خروجی را بسته اید و آن ها را قفل کرده اید.
  •  یک برنامه منظم خواب و بیداری برای کودک قرار دهید.
  • اگر کودک یک روز پرمشغله داشته باشد، والدین باید یک چرت یا خواب نیمروزی در طول روز برای او در نظر بگیرند یا کودک را کمی زودتر از شب های قبل به تختخوابش بفرستند.
  • سعی کنید کودک را قبل از خواب به حمام بفرستید تا بدنش به آرامش برسد و از انگیزه ها و افکار وحشت آور خلاصی یابد.
  • پخش موزیک ملایم، آوردن یک عروسک دلخواه یا انجام تفریح مورد علاقه او می تواند به خواب آرام او کمک کند.

نویسنده: مژگان شوشتری